عصر روز چهارشنبه 29 دی ماه؛ کانون صبح ادبی اشراق با موضوع نقد و بررسی کتاب "راز فال ورق" اثر یوستین گوردر و با حضور 16 تن از خانم ها و آقایان عضو کانون در بخش نابینایان کتابخانه آیت الله خامنه ای قم تشکیل جلسه داد.
راز فال ورق " The Solitaire mystery " رمانی بسیار خواندنی نوشته « یوستین گردر » – نویسنده نروژی – است؛ که توسط عباس مخبر ترجمه شده و نشر مرکز در 182 صفحه آن را چاپ نموده است.
راز فال ورق به صورت 8 فایل صوتی در اختیار اعضا قرار داده شده بود.
مسئول جلسه ابتدا درباره کلیت اثر صحبت نمود و نویسنده خوش نام نروژی را معرفی کرد.
ایشان گفت: راز فال ورق رمانی فلسفی است که برای مخاطب نوجوان نگاشته شده. آثاری که این نویسنده و مدرس دانشگاه می نویسد عمدتا فلسفی است که مخاطب آن کودکان و نوجوانان هستند.
از اثار او که در ایران ترجمه شده می توان به راز تولد (ویژه کودکان)، درون یک ایینه درون یک معما، دختر پرتقال و "دنیای سوفی" اشاره کرد که که معرف ترین اثر اوست. (لازم به ذکر است که این کتاب ها در کتابخانه موجود اند.)
آقای جعفری یکی از اعضای فعال، طرحی اجمالی از کتاب را برای افرادی که نتوانسته بودند کتاب را کامل بخوانند تعریف کرد. آقای ضیایی درباره نقطه ضعف های کتاب گفت: فایل کتاب ناقص بود و قسمت جمع بندی که بخش هایی به نام دل هست را نداشت. خانم میرزایی گفت: ترجمه عباس مخبر اصلا رسا نیست.
خانم خداوردی گفت: من کتاب را چند بار خواندم. کتاب در 52 فصل بود که بر اساس 52 بازی ورق است. نویسنده از روی عمد و به قصد آموزش این کتاب را نوشته است. در جای جای کتاب این مشخص است که سفری به قصد آموزش انجام شده است. خانم صفایی گفت: با این کتاب اصلا ارتباط برقرار نکردم. چون بازی ورق را بلد نبود. نمی فهمیدم.

مسئول جلسه گفت: این کتاب که با مفاهیم آموزش چون جغرافیا، تاریخ، فلسفه آفرینش، مفاهیم عشق و مرگ و زندگی نوجوان را آشنا می کند؛ از نوع کتاب هایی است که ما در ایران نداریم. کتابهایی که ترجمه می شود با فلسفه زندگی ما هم خوان نیست.
خانم موحدی که از اعضایی هستند که در گویا کردن کتاب بسیار کوشا هستند گفت: کتابهایی که ترجمه می شود همین مشکل را دارند. فلسفه و جهان بینی غرب با ما که مسلمان هستیم در جاهایی در تضاد است. این باعث سردرگمی مخاطب می شود. خواه ناخواه بیشتر افراد سمت رسانه های دیداری می روند که فیلم وانیمیشن و بازی است.
مسئول جلسه افزود: این حرف بسیار درستی است. مثلا ما در روایات داریم که آدم و حوا گندم را خوردند و عصیان کردند. در حالیکه در غرب و تمام فیلم ها و کارتونها که خوراک ذهنی بچه های ما هستند این است که آدم وحوا سیب خوردند که نماد دانایی است و آنها نادان بودند و می خواستند که بدانند. پس گناه کردند. یعنی حضرت آدم که پیامبر بودند و پرورده خالق باری تعالی را نادان فرض می کنند. در حالیکه در تمام روایات عرفانی و حتی در قرآن هم آمده است که حضرت آدم عالم به اسماء الهی بودند (وعلم ادم الاسماء كلها)
آقای جعفری گفت: اینکه آمده است که اول فرشتگان ابراز ناراحتی کردند در آفرینش آدم اما بعد خلقت حضرت آدم همه وقتی حضرت را دیدند خم شدند و سجده کردند چون خدا ناقص و نادان خلق نمیکند. حضرت ادم توسط احسن الخالقین خلق شده است.
خانم مظفری گفت: این کتاب برای مخاطب نوجوان ایرانی نبود. خیلی سخت خوان بود.
آقای منصوری گفت: رابطه بین پدر و پسر را خوب نشان داده بود. برعکس خیلی از قصه های ایرانی که رابطه پدر پسر عین رستم و سهراب کارد و پنیر است.
آقای ضیایی دوکتاب و یک سایت خوب معرفی کردند: کتاب تسلی بخشی های فلسفی از آلن دوباتن و کتاب ختم عاشقانه هستی از مسیحا برزگر. و سایت آخرین خبر که هر شب یک قسمت از رمان بادبادک باز خالد حسینی را به صورت گویا میگذارند.
در پایان از اعضا خواسته شد تا کتب خوبی که گوش دادند به اشتراک بگذارند تا دیگران هم در لذت خواندن آن شریک شوند.