برگزاری کانون ادبی صبح اشراق
کانون ادبی صبح اشراق عصر دوشنبه 29 خرداد ماه 1396؛ با حضور 40 نفر از اعضا در کتابخانه آیت الله خامنه ای تشکیل جلسه داد. کتاب قدیس میهمان این جلسه صبح اشراق بود در ماه مبارک رمضان.
قدیس نوشته ابراهیم حسن بیگی، کتابی است با نگاهی نو به زندگی مولا؛ کتابی است آغشته به عطر امیرالمومنین علی (ع) که فضای جلسه را بسیار معنوی کرد. این کتاب زیبا و خوش خوان توسط بخش نابینایان کتابخانه به صورت گویا در آمده و در اختیار اعضا قرار داشت.
در ابتدا مسئول جلسه درباره نویسنده و آثار ایشان صحبت کرد. حسن زاده نویسنده ای است که در دو حیطه دفاع مقدس و انقلاب کتابهای درخور توجهی ارائه داده و اینک در این کتاب در فضای معنوی امامان معصوم دست به قلم برده است.
خانم میرزایی در مورد کتاب چنین گفت: این کتاب صحنه هایش شبیه فیلم امام علی است که تلویزیون در حال پخش آن است. خانم خدا وردی: من هم عینا صحنه های فیلم را درکتاب دیدم.
آقای حسنی عضو جدید جلسه گفت: آیا چنین کتابی وجود دارد؟ همین که کشیش یافته و بر اساس آن تحقیق میکند؟ خانم حسینی یحیایی گفت:در این رمان کتابهای زیادی اسم برده میشود. نویسنده خودش کتاب خوان بوده است. مسئول کانون ادبی گفت: چنین کتابی اصلا وجود ندارد. کتاب ساخته ذهن نویسنده است. نویسنده منابع مورد استفاده را در پایان کتاب آورده میتوانید برای مطالعه بیشتر رجوع کنید.
آقای ضیایی گفت: من ازکتاب خیلی خوشم آمد. کتاب ناگفته های زیادی را گفت. فقط حیف که خیلی وارد جزئیات نمیشد. خیلی زود فقط میگفت و سریع به یک حادثه دیگر میپرداخت.
آقای منصوری گفت: کتاب خیلی خوب ادیت شده بود و خیلی هم خوب خوانده شده بود. دست اقای عبدلی درد نکند. زحمت کشیدند برای ادیت کتاب. کتاب خیلی خوب شروع شد اما وسط هایش شبیه روضه خوانی بود. خیلی حرفهای تکراری میزد. خانم حسنی گفت: حرفهایی که داشت خیلی خوب بود اما بیشتر شعار بود. مثل اینکه بخواهی در عرصه سیاست تبلیغ کنی.
خانم چراغی گفت: کتاب را من خیلی خوشم آمد و پیشنهاد میدهم که حتما حکام ما این کتاب را مطالعه کنند. واقعا یاد بگیرند عدالت یعنی چی. خانم موسوی گفت: در این کتاب خیلی نمیشد حضرت علی را نشان داد. مثل فیلم ها که چهره امامان معصوم را نشان نمیدهند. کتاب هم خیلی شفاف صورت ایشان را نشان نمیدهد اما بازتاب اعمال و گفته های ایشان را روی آدمها نشان میدهد.
آقای عبدلی گفت: این کتاب را خواندم و برای مظلومیت علی (ع) گریه کردم. حین ادیت کتاب خیلی آشفته بودم. چون باورش خیلی سخت هست که امام جانشین پیامبر، انقدر از خویشاوندان و دوستانش ضربه بخورد. بیست و پنج سال خانه نشین شود و طی پنج سال حکومت ایشان مجبور بودند که جنگ کنند. آن هم با همسر پیامبر با مسلمانان. ایشان برای نریختن خون مسلمان حاضر به صلح با معاویه شد.
خانم محمد ولی گفت: این کتاب آدم را به فکر وا میدارد. کتابی هست که باید چند بار خوانده شود. حضرت علی دریایی است که در یک کتاب رمان نمیشود به ایشان پرداخت. به نظر من نویسنده باید فقط یک جنگ همان نهروان را تعریف میکرد بعد یک جنگ دیگر را در یک کتاب دیگر.
خانم صفایی در پایان جلسه ابیاتی چند از حافظ و مولانا را که ترجمه ای از آیات قرآن بود را خواندند و هنرمندی شاعران بزرگ را نشان دادند. خانم گل وردی نیز جنگ بدر را به صورت خلاصه تعریف کردند. زیرا در کتاب خیلی به ابعاد آن پرداخته نشده بود.
در پایان جلسه افراد حاضر میهمان افطاری بخش نابینایان بودند.







آدرس: قم، خیابان شهید لواسانی (ساحلی)، جنب اداره ثبت احوال، کتابخانه عمومی آیت الله العظمی خامنه ای قم